تبلیغات
«ما» می توانیم! - خدای عالمیان؛ نه خدای ِ من!
پانزدهم مرداد 91  17:35
نوع مطلب: (دینی ،) توسط: ریحانه


از پست قبل شروع کردم به تعاریف یک سری از کلمات رایج و اینک به نتیجه گیری چیستی خدا می پردازم. (این سوال رو در دیگر صفحات مجازی و حتی از مردم عادی هم پرسیده ام)

با اندک توجه در پاسخ دوستان متوجه این موضوع می شویم که جز دو سه نفر خاص که معلوم است پاسخشان از روی مطالعه و تخصصی ست که دارند، بقیه جواب ها از روی احساسات ( نه احساسات مذموم و نه حس های پنج گانه) و دریافت های دلی است. پاسخی که منحصر به خودشان است و با آن تعریف هیچ خدا نشناسی را خدا شناس نمی کند.
پاسخ هایی که نه از سر شهود قلبی است و نه استدلال عقلی.
نه از راه عرفاست و نه از راه فلاسفه و نه حتی راه فقها.

اکثر مردم خدا را پر کننده خلاهای احساسی خود و کسی که آنها را هرگونه باشند بازهم تنها نمی گذارد تعریف می کنند. خدایی که حتی اگر به فرامینش عمل نشود باز هم آنها را بنده خود می داند. (که البته اینگونه هست و فقط اینگونه نیست)
حتی آنهایی که خدا را نفی میکنند هم از سر استدلال های منطقی نیست. هرچند برای رد خدا هم کلی برهان ردیف کنند اما در بطن امر که می رویم متوجه می شویم که بی خدا بودن او نتیجه شکست هایش است. شکست هایی که به موفقیت ختم نشده و او مقصری جز خدا پیدا نکرده است. در اصل او هم خدا را با شکست های شخصی خود شناخته و چون تعریف درستی از خدا ندارد به ظالم بودن خدا و در نتیجه رد خدارسیده است.
کمتر کسی هست که دنیا را خارج از نظام علی و معلولی بداند و اینجا مهم آن است که علت العلل را چه چیزی بدانیم؟! و افرادی از نوع بالا تقریبا چیزی را علت العلل می دانند که بتوانند همه کاستی های خود را به گردن بی روح بودن آن بیاندازند و اینجاست که پای علم و یا ماده وسط می آید و میگویند خدا برای جوامعی است که علم ندارند و می خواهند با این لفظ خود را قانع سازند.

خدا در زندگی اکثریت ما مساوی است با چیزی که ما را به جایی که می خواهیم می رساند.

و حال فرق است بین آنچه که من میخواهم و آنچه که تو می خواهی و اینجاست که تعاریف ما از خدا متفاوت می شود و دعواها و حکم به تکفیر دادن ها شروع.

خدا از همه مشکلاتم بزرگتر است
خدا به کسی میگن که ارادش بر دیگری برتری داره.
خدایی که من پیدا کردم تو زندگیم همیشه پشت و پناهم بوده با اینکه من بعضی وقتها ازش غافل میشم ولی اون غافل ازمن نمیشه خیلی دوسم داره
دهنده بی منت


و تعاریفی از این دست

جالب اینجاست اکثریت تعریف ها به دو صفت بیشترین اشاره را دارد :

قدرت
محبت


یعنی ممکن است اگر کسی آزادی آدمیزاد را محدود نکند و غرق در محبت و عشق باشد دیگر نتواند تعریفی از خدا ارائه دهد.
و اینجاست که اعتقاد ما به فطری بودن خدا قد علم میکند.
به نظر می رسد که اگر انسانها دغدغه آزادی و محبت نداشته باشند تعاریف کامل تری از خدا ارائه دهند و هرزمانی که زیر بار زور می روند یا دچار کمبود محبت می شوند یادشان نمی افتد که خدایی هست.

هرچند که خداوند قادرترین و ارحم الراحمین است.

اما اعتقاد ما به اینکه خدایمان دارای این دو صفت است وقتی ارزشمند می شود که فارغ از نیازهای فردی به آن رسیده باشیم چه آنکه خدایی که با نیاز من زاده شود و با بی نیازی من بمیرد خدا نیست و فقط مشکل گشاست.
درست است که یکی از راه های مهم خداشناسی خود شناسیست اما باید هنگام این کار، خود را فارغ از تمام بدبختی ها و کمبودهای زندگی مادی مان در نظر بگیریم.

آنگونه است که خدا می شود خدای عالمیان و نه فقط خدای ِ ساخته ذهن ِ انحصار طلب ِمن که نتوانم او را با دیگران به اشتراک بگذارم.

در بین تعاریف دوستان، فرد عزیزی تعریف جامعی ارائه کردند که خوب است این مطلب را با آن تمام کنم :

آن چیزی که به "تصویر" یا "تصور" یا "تعریف" انسان بیاید، هرچیزی میتواند باشد الا خدا.
به قول حکما: او تصدیق بلاتصور است.





+ شاید توجه ما به آسمان در هنگام دعا کردن بخاطر همین تصور نشدنی بودن خدا باشد و شاید وقتی که ما شناختمان از آسمان به اندازه شناختمان از زمین برسد دیگر موقع دعا به آسمان نگاه نکنیم!



  • آخرین ویرایش:بیست و دوم مرداد 91
انسیان
شانزدهم مرداد 91 12:42
سلام
شما که خودتون استادید کتاب توحید شهید مطهری کولاکه حتما بخونش خداشناسی صد در صد عقلی لذت آور
پاسخ ریحانه : سلام.چشم
طومار
شانزدهم مرداد 91 08:53
سوال دوم:

بی خدا بودن برخی افراد را نتیجه شکست هایشان دانسته اید"" انگشت را بر چالشی فراگیر در جامعه گذاشته اید،شما تو این بند میگین چون تعریف درست از خدا نداشته خدا رو ظالم دونسته و به رد خدا رسیده...خیلی خوب
چه کسانی مسئول روشنگری مردم در باب شناخت الله هستند؟؟؟
علما،روحانیون،تحصیلکرده های معارف و علوم قرآنی در دانشگاه ها،فلاسفه و عرفا... به نظر شما که در بند بعدی به رابطه علت و معلولی اشاره می کنین، آیا مردم علت این شناخت ضعیف هستند یا معلول آن؟؟؟؟؟
پاسخ ریحانه : خب من در صدد مقصر یابی نبودم که اگر بودم حرفای زیادی بود برای گفتن
طومار
شانزدهم مرداد 91 08:47
سوال اول :

آیا کسانی که خدا از دریافت های دلی شان می شناسند، نمی توانند رضای الهی را جلب کنند!!!!؟؟؟ لابد از دیدگاه شما تنها کسانی می توانند به لقا الله برسند که از مسیر مطالعه و مسیرهای قالب بندی شده ی امروزی باشد؟؟؟؟

زمان پیامبر سوادی نبود، اکثریت امی بودن حتی خود ایشان،اهل مطالعه نبود
آن زمان شهود قلبی و استدلال عقلی و راه عرفان و فلاسفه خیلی محدود بود
اما بنگرید در غزوه های پیامبر چه عزیزانی جنگیدن و به شهادت رسیدن و پیامبر خدا در وصف آنان چه گفت،آیا باید بر هر کسی که دلی پاک دارد و مطالعه ای اندک خط بطلان کشید؟؟؟؟؟
پاسخ ریحانه : در زمان پیامبر هم شهود قلبی بود و هم تفکر منطقی حالا شاید کتاب منطق مظفر رو نخونده بودن اما بهر حال لا عقل تصمیم میگرفتن و پیامبر و خود خدا هم بارها بر تفکر تاکید داشتند و اینکه یک سری از صحابه بعد از پیامبر به مسیر سقیفه رفتند نشانگر عقلانی نبودن ایمانشون بود دیگه وگرنه کسی مثل سلمان که با تمام وجود ایمان آورده بعد پیامبر هم در راه پیامبر مونده.مطالعه منظورم آکادمیک نیس منظورم اینه که توی خدا شناسی خدا رو از حد نیازهای شخصی خودمون بالاتر نگاه کنیم
نسل سومی
شانزدهم مرداد 91 02:14
كلا چنین پست طولانی از شما بعید بود
اما مطلب خوب و جدیدی بود
به هر حال خدا را نباید تنها با ان صفاتی كه گفتی "قدرت" و "محبت" شناخت
خدا را باید با مشیت و تمام اسما وصفات او یك جا و مساوی شناخت
پاسخ ریحانه : اثرات مطالعه بعضی وبلاگاس:دی
بله.قرآن هم خدا رو واجد اسماء حسنی معرفی کرده :)
ایلیا عرشیا
پانزدهم مرداد 91 18:49
سلام
یک نکته رو بگم و اون اینکه این نوع خداشناسی حد اعلای اون هست که اگر کنار بگذاریم خداشناسان خیلی خیلی کم میشوند.
اکثر کسانی که به خدا ایمان دارند به خاطر مسایل شخصیشان است و شاید فلسفه مشکلات آدمها هم همین باشد.
حتی من گاها دیده ام کسانی که به صراحت میگویند از نظر عقلی باور به وجود خدا ندارند، اما از نظر احساسی چرا.
همین احساس آنها را نگه میدارد.

هرچند اینطور ایمانها متاسفانه همانطور که احساسی می ایند احساسی هم میروند.

اینکه میگویند ارامش واقعی در گرو ایمان حقیقی است شاید یک وجه آن این باشد که کسی که ایمانش احساسی نیست خداوند برای نگه داشتن او در دایره ایمان از راه احساس او را در تنگنا قرار نمیدهد.
پاسخ ریحانه : سلام. و دقیقا وقتی آدم به مرحله رضای الهی میرسه که خدا رو فقط برای حل مشکلاتش نخواد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.