تبلیغات
«ما» می توانیم! - حجاب اجباری.خوب یا بد؟!


من گمان می کنم که اگر قرار به زور و اجبار بود، خدا بهتر از هر کسی می توانست احکامش را جاری کند. آیا خدا نمی توانست به جای دادن اراده و اختیار به انسان، مثل روبوت خلقشان کند که طبق برنامه از پیش تعیین شده، عمل کنند و اسباب زحمت خودشان و دیگران نشوند؟
چرا! می توانست. ولی این کار را نکرد. برای این که بنا نداشت هیچ کسی را به زور هدایت کند.
از یک سو به انسان ها آزادی و اختیار داد و از سوی دیگر پیامبران را برای هدایت شان فرستاد تا راه و چاه را به آن ها نشان دهند و دستشان را در انتخاب باز بگذارند و بعد هم فرمود :
« ما راه را نشان دادیم. عده ای حق شناسی و حق گذاری را بر می گزینند و عده دیگر حق پوشی و ناسپاسی را»

نوشته ای اگر جای حکومت انقلابی بودی ...
خدا را شکر نیستی. برای این که با تمام صفا و خلوص نیتت، باعث گریز مردم از دین می شدی. چرا؟!
یکی این که: بهترین کار اگر رنگ حکم و دستور و اجبار به خود بگیرد، نه تنها جاذبه اش را از دست می دهد که در انسان،مقاومت و تنفر ایجاد می کند. مثل این که بهترین غذا را به زور در حلقوم آدم فرو کنن. یا به جای تعارف محترمانه، اسلحه به روی آدم بکشند.
من مطمئنم که زور و اجبار، در عده ای چنان نفرت و انزجار نسبت به حجاب ایجاد می کند که اصول و فروع دینشان را هم تحت الشعاع قرار می دهد.
در حالی که، همین آدم ها اگر احساس کنند که اختیار و حق انتخاب دارند، حجاب را با میل و رغبت انتخاب می کنند و آن وقت به هیچ قیمتی از دستش نمی دهند.
دوم این که: بدیهی ترین و طبیعی ترین نتیجه این کار، یعنی اجباری کردن حجاب، سوق دادن مردم به سمت نفاق و ریا و تزویر است.
چرا می گویم: مردم، در حالی که باید بگویم: زن ها.
به دو دلیل:
اولا، زن ها در تعیین شخصیت و سرنوشت جامعه، نقش اساسی دارند و هر اخلاق و منش و شخصیتی پیدا کنند، تاثیر مستقیم و ماندگار بر فرزندان و همسرانشان می گذارند.
ثانیا: اگر حکومت، یا قشری از حکومت دارای چنین سلیقه ای باشد و چنین رفتاری را در پیش بگیرد، برای مردها هم به طرق دیگر، زمینه های تولید و تشکیل نفاق و تزویر را فراهم می کند.
به هر حال، من با این عقل ناقصم و با همه بی اطلاعی ام از تاریخ و گذشته و آینده، می توانم محصول چنین رفتارهایی را پیش بینی کنم. به این دلیل که یقین دارم، هیچ چیز مثل ریا و نفاق و تزویر، نمی تواند آدم ها و مملکت و حکومت را از درون بپوکاند و بپوساند و نابود کند.
حداقل زیان این زور و اجبار این است که مردم را دو چهره ای می کند، دو شخصیتی می کند. یکی همان شخصیتی که هستند و دوم شخصیتی که به خاطر حکومت، تظاهر می کنند که هستند.
مثل این که کسی اهل نماز نباشد و در خانه اش نماز نخواند ولی در نماز جماعت اداره، صف اول بایستد و حضورش را به رخ ریاست بکشد. این آدم هیچ وقت به رستگاری نمی رسد.
ولی آدمی که اهل نماز نیست اما تن به تظاهر و نفاق هم نمی دهد، هر لحظه ممکن است خدا دستش را بگیرد و او را اهل کند و در مسیر رستگاری قرار می دهد.


دارم پر حرفی می کنم! ولی از کنار یک وجه دیگر هم نمی توانم به راحتی بگذرم و آن این است که :

من زنم و اهل حجابم و برای این پوشش، چادر یا روسری یا هر چه، ارزش و قداست قائلم و دوست ندارم که هر شخصیتی از هر جنس را، زیر این خیمه ببینم.
دوست ندارم که این لباس مقدس، زیر دست و پا بیفتد و وسیله تزویر و ریا شود .
دوست ندارم که عده ای، کار بد یا بدکاریشان را، زیر این پوشش گران بها پنهان کنند..

بخشی از کتاب "طوفان دیگری در راه است" نوشته سید مهدی شجاعی