تبلیغات
«ما» می توانیم!
بیست و یکم اردیبهشت 93  17:51
توسط: ریحانه


خیلی وقت است نه حوصله نوشتن دارم و نه دلیلی برای آن و نه حرف جدیدی
حکایت این دوره و زمانه حکایت نرود میخ آهنین در سنگ است که حتی خواندن این حکایت هم به نظرم بی فایده است، که سنگ ضرب المثل نمی فهمد..

دیگر وقت گفتن ها و گفتن ها گذشته است.. زمانه دیدن هاست..

اما دیشب خبری را شنیده ام که باعث شد اینجا دوباره بیایم و بنویسم حتی در اندازه دو کلمه؛ آنهم به احترام یک خانواده سه نفره که همین روزها یکی شان میرود..
به احترام مردی که بهترین دوران عمرش را مجبور است از بهترین هایش فاصله بگیرد چون تلاش کرده و میکند برای بهتر زندگی کردن دیگران.
که تمام جانبازی ها و فداکاری ها و ایثارها مختص به هشت سال دفاعی نبود که حالا شده است نون دانی جماعتی گردن کلفت. این روزها هم کسانی هستند که دختر بچه شان را میگذارند و میروند تا شاید جامعه ای داشته باشیم که در آن تنها دغدغه آدمی شکم و سقفش نباشد.

به احترام ِ احمد سعیدی و همسر مقاوم و یکدانه دخترش



  • تعداد کل صفحات :63  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...